مراد على شمس
334
با علامه در الميزان ( فارسى )
فرزندان عملى شده است ، براى اينكه آن مقدارى كه در تاريخ امم قوى و جنگى به قصص و حكايات و قوانين و احكام مربوط به سنت بردهگيرى اسراى جنگى برمىخوريم به داستانهاى بردهگيرى زنان و فرزندان بر نمىخوريم . از آن جائى كه عمدهء اسباب بردهگيرى سه چيز بوده است ( : 1 - جنگ 2 - زور و قلدرى 3 - داشتن ولايت ابوّت و شوهرى و امثال آن ) ، مىتوان اين مسأله را در سه طائفه برشمرد : 1 - دشمنانى كه با آنان سر جنگ داشتند 2 - فرزندان خرد و ضعيف آنان و همچنين زنان نسبت به اولياى خودشان 3 - هر مغلوب ذليلى نسبت به غالب عزت يافتهء خود . و تاريخ اين معنا را نيز نشان مىدهد كه مسألهء بردگى داراى نظام مخصوصى در ميان همه ملتها بوده و مقررات مخصوصى داشته است . [ كه برخى از اسباب عمدهء آن ذكر شد ] « 1 » س 317 - نظر اسلام دربارهء « بردهگيرى » چيست ؟ ج - اسلام وقتى ظهور نمود ، پس از انفاذ و امضاء اصل اين سنت تضييقات زيادى در دائره آن و اصلاحاتى در احكام و قوانين آن كرد ، تا اينكه در اثر آن تضييقات اسلام ، سرانجام اين سنت به اينجا كشيد كه در هفتاد سال قبل در كنفرانس بروكسل ( 1890 ) بهطور كلى لغو گرديد . و منشأ اين لغويت همان تساوى بشر است در حقوق و واجبات و ضروريات زندگى . يكى از تضييقات اسلام اين بود كه دو سبب از اسباب بردهگيرى را ( زور و قلدرى - داشتن ولايت ابوت و شوهرى و امثال آن ) لغو كرد و حقوق جميع
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 6 ص 491 و 493 و 494 . [ با تصرف ]